اصول منتورینگ در 10 قدم ساده

اصول منتورینگ

فهرست مطالب

منتورینگ چیست؟

در فرایند منتورینگ، به یک فرد در مورد اهداف یا مقاصد خود راهنمایی داده می‌شود تا به آنها کمک شود تا به پتانسیل کامل خود در زمینه‌های خاص توسعه شخصی یا شغلی دست یابند. مربی به فرد کمک می‌کند تا با گوش دادن، پرسش و به چالش کشیدن نظرات خود به نتیجه گیری و گام‌های بعدی خود برسد. اصول منتورینگ می‌توانند به آنها کمک کنند تا ذهنیت خود را شکل دهند یا رشد دهند و اهداف را به مراحل دست یافتنی تقسیم کنند.

در راهنمايي، يك فرد ارشد يا باتجربه‌تر به عنوان مشاور يا راهنما براي يك كارمند جوان يا كارآموز عمل می‌کند. مرشد پس از صرف زمان برای درک فرد و چالش‌های شخصی، از فرد حمایت می‌کند و درباره آن بازخورد می‌دهد، و دانش، مهارت‌ها و تجربه‌اش را برای کمک به رشد و ارتقا به اشتراک می‌گذارد. راهنمايي ممكن است درها و فرصت‌هايي را به روي افراد باز كند، مانند ارائه معرفي‌هايي براي سهام‌داران كليدي كه چشم‌انداز شغلي منتي را افزايش مي‌دهد.

زمانی که فردی با چالش خاصی مواجه است، نیاز به کسب مهارت خاصی دارد یا برای پیشرفت در یک سازمان در نظر گرفته می‌شود، ممکن است از یک مربی برای پشتیبانی استفاده کنید. شما ممکن است از یک مربی به عنوان شکلی از توسعه شخصی استفاده کنید، مانند کمک به یک فرد در شناخت پتانسیل خود، سرعت بخشیدن به پیشرفت یا دستیابی به کارهای بیشتر در حرفه خود.

مزایای منتورینگ چیست؟

 

مزایای منتورینگ چیست؟

نقش مربی؛ ارتقای پیشرفت شخصی و حرفه‌ای یک مربی از طریق به اشتراک گذاری دانش، تخصص و تجربه است. رابطه مربیگری مبتنی بر اعتماد متقابل، احترام و ارتباط است. مربی و منتی نیاز به تبادل نظر، بحث در مورد فرایند و تعیین اهداف در مورد آنچه برای بهبود بیشتر انجام دهند و جلسات منظم دارند.

دریافت مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره رایگان تنها کافی است شماره تماس خود را وارد کنید.

منتورینگ چه مزایایی برای فرد دارد؟

 

منتورینگ یکی از باارزش‌ترین و مؤثرترین فرصت‌های توسعه است که می‌توانید به کارکنان خود ارائه دهید. داشتن راهنمایی، تشویق و حمایت یک مربی قابل اعتماد و با تجربه می‌تواند طیف گسترده‌ای از مزایای شخصی و حرفه‌ای را برای منتی به ارمغان آورد و در نهایت منجر به بهبود عملکرد محل کار شود. هم‌زمان؛

  1. قرار گرفتن در معرض ایده‌ها و روش‌های جدید تفکر،
  1. مشاوره در مورد توسعه نقاط قوت و غلبه بر نقاط ضعف،
  1. راهنمای توسعه و پیشرفت حرفه‌ای،
  1. افزایش دید و شناخت در داخل شرکت،
  1. فرصتی برای توسعه مهارت‌ها و دانش جدید فراهم می‌کند.

 

منتورینگ چه مزایایی برای مربی دارد؟

 

مربیگری؛ توصیه بیشتر از انتقال دانش و تجربه است. رابطه مربیگری همچنین برای مربیانی که تمایل و اشتیاق دارند وقت خود را صرف بهبود دیگران کنند، مزایایی را ارائه می‌دهد. در کنار رضایت شخصی از به اشتراک گذاشتن استعدادها و تجربیات با یک دانش‌آموز مشتاق، مشارکت در امر مربیگری نیز مزایای ملموسی را به همراه دارد که می‌تواند به مربیان به صورت حرفه‌ای پاداش دهد.

  1. برخی از مزایای مهم برای مربیان را می‌توان به شرح زیر فهرست کرد:
  1. شناخت به عنوان یک متخصص و رهبر یک موضوع،
  1. قرار گرفتن در معرض دیدگاه‌ها، ایده‌ها و رویکردهای جدید،
  1. فرصتی برای تأمل در اهداف و شیوه‌های خود،
  1. توسعه سبک‌های رهبری شخصی و مربیگری.

 

منتورینگ چه مزایایی برای شرکت دارد؟

 

منتورینگ به ایجاد خط لوله‌ای از رهبران آینده کمک می‌کند که مهارت‌ها و نگرش‌های مورد نیاز برای موفقیت در شرکت را درک کنند و همچنین دانش و مهارت‌های مهم تجاری را منتقل کنند.

  1. توسعه مدیران جدید،
  1. حفاظت از استعدادهای بالقوه بالا،
  1. تقویت فرهنگ شرکت،
  1. بهبود وفاداری کارکنان،
  1. جذب استعدادهای جدید،
  1. از نظر افزایش اشتراک اطلاعات مفید است.

اصول منتورینگ:

اصول منتورینگ:

 

اصل 1: منتورینگ فرد.

 

اولین نکته اساسی برای منتورینگ این است که بدانیم هر فرد متفاوت است.

نیاز به توجه و رویکرد فردی در رابطه با بازخورد و منتورینگ دارد. برخی از افراد بسیار حساس هستند و خجالتی می‌کشند که بازخورد سازنده دریافت کنند و ممکن است ابتدا نیاز به تقویت اعتماد به نفس داشته باشند، در حالی که برخی دیگر می‌خواهند از هرگونه خوشایندی صرف نظر کنند و مستقیماً وارد حوزه‌های بهبود شوند. شما نمی‌توانید با این دو افراط یکسان رفتار کنید.

فقط یک مدل بازخورد و یک روش منتورینگ وجود ندارد که کارساز باشد، اما تعداد زیادی وجود دارد که این کار را نمی‌کنند.

برای اینکه بدانید چگونه به هر فرد نزدیک شوید، باید کمی در مورد آنها بدانید. چه نوع سبک یادگیری دارند؟ تیپ شخصیتی آنها چیست؟ آنها دوست دارند در اوقات فراغت خود چه کار کنند؟ آنها در محل کار با چه کسانی معاشرت می‌کنند؟ برخی از نقاط قوتی که در مورد آنها متوجه شده‌اید چیست؟ چه چیزی باعث لبخند آنها می‌شود؟ چرا کار می‌کنند؟ اینها تنها تعدادی از سؤالاتی است که دانستن پاسخ آنها به شما در نقش مربی کمک می‌کند.

 

اصل 2: ​​چندین روش برای منتورینگ را بدانید.

به عنوان یک مربی و دانستن نکته کلیدی در مورد منتورینگ دیگران به عنوان فردی به این معنی است که شما باید چندین ابزار را در مجموعه ابزار خود داشته باشید تا به طور مؤثر مربیگری کنید و بازخورد بدهید. غیرممکن است که با توانایی‌های یک بعدی منتورینگ، همه را آن‌طور که باید مربی شوند. این وظیفه شماست که به دنبال چندین مهارت مربیگری و تکنیک‌های بازخورد بگردید، یاد بگیرید و تسلط پیدا کنید.

 

اصل 3: فقط تیک کادرها را علامت نزنید.

 

چندین نفر در گذشته به من گفتند: “خب، ما مرتباً منتورینگ می‌کنیم؛ اما چیزی تغییر نمی‌کند.” اگر عوامل انگیزشی را در نظر بگیرید، اکثر مردم نیاز به منتورینگ  را می‌بینند، بنابراین آن را انجام می‌دهند، اما در برخی موارد مربی تغییر نمی‌کند. مربی هیچ خریدی ندارد و در بهترین حالت “می‌پذیرد” که باید انجام شود. مشکل اغلب مربوط به شخصی نیست که تحت مربیگری قرار می‌گیرد  مشکل با مربی است.

یکی از تله‌های بزرگی که باید در آن گرفتار شد، وارد شدن به یک روال عادی انجام کاری است، که باید انجام شود. در بسیاری از موارد، ممکن است هرگز برای تمام منافعی که حاصل می‌شود انجام نشود. منتورینگ  ثبت نام نیست.

چک لیست نیست اگر رویکرد ما این است که اطمینان حاصل کنیم که تعداد معینی مربیگری می‌کنیم و حداقل امتیازات را پوشش می‌دهیم، دقیقاً همین کار را انجام داده‌ایم  ممکن است به هدف خود رسیده باشیم (مثلاً هر دو هفته یکبار مربیگری هر یک از اعضای تیم) اما هدف ما این است که کمک به مردم برای بهبود عملکرد یک مایل از دست رفته است.

 

بنابراین، هنگام منتورینگ، باید هدف داشته باشیم. این سؤال را از خود بپرسید: “آنچه که واقعاً می‌خواهم در نتیجه این جلسه منتورینگ ببینم چیست؟” یا “چه چیزی به من می‌گوید که این جلسه ارزشمند بوده است؟” یا حتی “چه چیزی می‌خواهم بعدی برای این شخص ببینم؟” هدف داشته باشید، دلیلی داشته باشید که جلسه مربیگری پیش برود. این ممکن است به زمان برنامه ریزی نیاز داشته باشد. آماده باش مربی شایسته کمی آمادگی است. مطمئناً، آنها نیز باید درگیر شوند؛  اما مسئولیت اجرای جلسه و هدایت نتیجه بر عهده شما به عنوان مربی است.

خودیابی را تشویق کنید.

اصل 4: خودیابی را تشویق کنید.

 

مکاتب فکری متفاوتی در مورد نسبتی که بحث منتورینگ  باید در رابطه با میزان صحبت هر طرف باشد وجود دارد. با این حال، پیشنهاد 70/30 به نفع شخصی که مربی می‌شود، خیلی دور از دسترس نیست، جایی که مربی به طور مؤثر بحث را تسهیل می‌کند تا اطلاعات و پیشنهادات را از طرف مربی دریافت کند.

توانایی وادار کردن طرف مقابل به تلاش برای یافتن پاسخ یا راه حل به او کمک زیادی می‌کند تا فقط به او پاسخ را بگوید. همه ما زمانی که مجبور شده‌ایم کمی سختی بکشیم بیشتر سود می‌بریم. نتیجه برای ما ارزشمندتر است. ما باید آن را به دست می‌آوردیم. به همین ترتیب، آنها را رها نکنید. اگر نیاز به تلنگر دارند  به آنها در جهت درست کمک کنید.

 

اصل 5: به دنبال علت باشید.

 

اکثر ما به پزشک مراجعه کرده‌ایم تا بتوانیم برای تعدادی از علائمی که داریم درمان کنیم. در سفر به پزشکان یا بیمارستان متوجه خواهید شد که تعدادی سؤال از شما پرسیده شده است. این سؤالات برای کمک به تعیین علت علائمی که شما دارید طراحی شده‌اند.

فرض کنید سردردهای مداوم دارید. ممکن است دلایل زیادی برای این سردردها وجود داشته باشد، اما اگر پزشک به‌عنوان‌مثال فقط یک قرص سردرد تجویز کرده باشد، ممکن است شما را از سردردهای مداوم درمان نکند. وظیفه پزشک این است که تشخیص دهد چه چیزی حدود است.

در نقش شما به عنوان یک منتور، یکی از جنبه‌های کلیدی این است که سعی کنید دلایلی را کشف کنید که چرا ممکن است کسی کاری را که باید انجام نمی‌دهد. مهارت‌های استفاده از خودیابی می‌تواند در اینجا بسیار مفید باشد.

اصل 6: حضور داشته باشید و تمرکز کنید.

 

یکی از چهار اصل اصلی FISH ! فلسفه ایجاد شده توسط جان کریستنسن «آنجا باش» یا «حضور باش» است که بیشتر با توجه کامل شما به یک کار یا فردی مرتبط است. ما از کارکنان خود انتظار داریم که روی وظایف خود تمرکز کنند  به ویژه زمانی که با مشتریان درگیر هستند، بنابراین درست است که ما روی افراد در منتورینگ تمرکز کنیم. ممکن است احساس کنیم که می‌توانیم چند کار را انجام دهیم، اما بیایید با آن روبرو شویم. برخی از چند کارها درست مثل این است که در همه جا باشید.

برای اینکه بتوانیم کارکنان خود را به طور کامل درک کنیم و تمام نکات ظریف و دلایل احتمالی پشت اظهارات آنها و غیره را درک کنیم، باید توجه کامل خود را به آنها معطوف کنیم. حداقل، به هر حال این امری عادی است که به طور کامل در یک جلسه منتورینگ شرکت کنید. اگر آماده گوش کردن دقیق نباشیم یا اگر به خود اجازه دهیم به سمت «خلبان خودکار» برویم، زیرا «قبلاً این را شنیده‌ایم» یا «فکر می‌کنیم» می‌دانیم این به کجا می‌رود، ممکن است چیزی حیاتی را از دست بدهیم.

 

اصل 7: جهت دادن

 

این اصل ممکن است بدیهی به نظر برسد. باید جهت دهی کنیم با این حال، ما نمی‌خواهیم از افراد و فرصت آن‌ها برای فکر کردن برای خودشان سلب کنیم، بنابراین متوجه خواهید شد که این از اصل خودیابی پیروی می‌کند.

منتور یا رهبر بودن به این معنی است که باید اطمینان حاصل کنید که فرد با کاری که می‌تواند انجام دهد کنار می‌رود. آنها فقط به تشویق نیاز ندارند  اگرچه این مهم است. اگر تشویق تمام چیزی بود که لازم بود، می‌توانید به جای رهبر تیم، یک تشویق‌کننده باشید. اینکه به کسی بگوییم حالش خوب است یا اینکه چیزی خیلی بد نیست، در واقع هیچ کمکی به او نمی‌کند که چگونه آن را بهتر کند یا چگونه آن را بهبود بخشد. در حین مربیگری، باید اطمینان حاصل کنید که دستورالعمل‌های شما مشخص و مستقیم است و مبهم نیست.

 

اصل 8: دیدگاه آنها را تغییر دهید.

 

گاهی اوقات مردم برای “دریافت آن” از دیدگاه مشتری تلاش می‌کنند. معلومه که متوجه می‌شوید چرا نمی‌کنند؟ این یک مشکل رایج است که با آن مواجه شده است. بخشی از مشکل این اصل این است که مردم آنچه را که مشتری تجربه می‌کند تجربه نکرده‌اند و خود را مطلقاً بدون همدلی نسبت به موقعیت می‌بینند.

این امر به ویژه هنگامی مشهود است که جوانان شاغل هستند و در مناطقی که هیچ تجربه‌ای در آن ندارند به مشتریان خدمات رسانی می‌کنند. برای مثال شرکت های برق را در نظر بگیرید. یک فارغ التحصیلی که با مشتریان در یک شرکت برق سروکار دارد، ممکن است هرگز قبض برق را پرداخت نکرده باشد، نداند چرا اینقدر هزینه دارد و هیچ ایده ای برای بودجه بندی برای آن ندارد.

بنابراین، مهم است که روی چیزی تمرکز کنید که در مورد آن ایده یا رابطه‌ای با آن دارند. برای مثال، اگر می‌خواهید به نکته‌ای در مورد نحوه صحبت آن‌ها با یک مشتری پی ببرید، ممکن است سعی کنید اوضاع را کمی تغییر دهید و بپرسید: اگر آن مشتری مادر شما بود، آیا از نحوه صحبت‌های او راضی بودید. درمان شد؟ یا اگر در تعطیلات ناهار خود بودید و فقط 15 دقیقه در صف بانک منتظر می‌مانید تا صحبت شخصی مقابلتان را در مورد ورزش آخر هفته بشنوید  آیا از این بابت خوشحال می‌شوید؟

 

ترفند این است که سناریویی را بیابید که به آن‌ها اجازه می‌دهد تا از طرز تفکر خود استفاده کنند و آن را تغییر دهند. چه چیزی برای آنها معنا خواهد داشت؟ معادل آن در زبان یا دنیای آنها چیست؟

از زبان مثبت استفاده کنید.

اصل 9: از زبان مثبت استفاده کنید.

 

کارکنان شما از شما تقلید خواهند کرد. ما می‌خواهیم کارکنان ما با مشتریان خود مطمئن و مثبت باشند، بنابراین باید در هنگام صحبت با آنها نمونه‌ای از آن باشیم. شکی نیست که ما به عنوان مشتری می‌خواهیم نسبت به شخصی که با او صحبت می‌کنیم احساس اطمینان کنیم.

تصور کنید اگر از شرکت بیمه خود بپرسیم که آیا چیزی تحت پوشش بیمه نامه است و آنها پاسخ دهند، “من فکر می‌کنم این‌طور است” یا “باید باشد” چه می‌شود. این نوع پاسخ‌ها احساس امنیت یا آرامش خاطر را ایجاد نمی‌کنند. ما انتظار داریم که چیزهایی مانند “بله این کار را می‌کند” یا “نه این‌طور نیست، اما شما را برای xxx پوشش می‌دهد” بشنویم.

برخی از کلماتی که استفاده می‌کنیم، محیط مثبت و مطمئنی را که می‌خواهیم به تصویر بکشیم، پشتیبانی نمی‌کند. از استفاده از کلماتی مانند «باید، شاید، احتمالاً، شاید» اجتناب کنید. همه این کلمات سؤالاتی را در مورد وضعیت ایجاد می‌کنند. برخی از افراد با استفاده از این کلمات به عنوان مقدمه سعی در نرم کردن جملات دارند. فقط انجامش نده اعتماد به نفس داشته باشید.

دریافت مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره رایگان تنها کافی است شماره تماس خود را وارد کنید.

 

اصل 10: آن را ساده نگه دارید.

 

هر چه بیشتر کارکنان خود را بارگیری کنیم، احتمال تکمیل هر یک از آنها کمتر می‌شود. وقتی در حال منتورینگ فردی هستید، ممکن است فهرستی از 10 یا 12 مورد وجود داشته باشد که باید روی آنها کار کنند.

این عملی نیست که آنها را وادار کنید تا روی یک یا دو چیز تمرکز کنند که بیشترین تأثیر را در نقش یا عملکرد آنها دارد. این احتمال وجود دارد که اگر آنها آن چیزها را اصلاح کنند، به هر حال برخی از موارد دیگر در جای خود قرار می‌گیرند. اگر لیست مناطقی که باید روی آنها کار کنند خیلی طولانی باشد، آنها نمی‌دانند کجا هستند.

اطلاعات نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا عبارت زیر را پاسخ دهید *